پنجره ای به من

دلنوشته هایی از درون

تا حالا شده یه جوری ته دلت خالی بشه وقتی می‌بینی یه نفر با تمام تلاشش داره می‌دوئه ولی انگار دنیا همش داره جلوی پاش دیوار می‌کشه؟ همون حسِ تلخِ اینکه چرا این‌طوری؟ چرا این آدم که این‌قدر خوبه باید این سختی رو بکشه و اون یکی که هیچ کاری نکرده داره همه چیز رو مال خودش می‌کنه؟

خب بیا با هم صادق باشیم، دنیا واقعاً بی‌عدالته و این یه حقیقتِ تلخه که هیچ‌کس نمی‌خواد باهاش روبرو بشه

بی‌عدالتی اون چیزی نیست که تو کتاب‌های فلسفه بخونیم، بی‌عدالتی یعنی همون شکافِ عمیقی که بین آدم‌ها وجود داره، یعنی وقتی می‌بینی یه سری آدم‌ها از بدو تولد یه جاده‌ی صاف و هموار رو جلوی خودشون دارن و یه سری دیگه از همون لحظه اول دارن با سنگ و چوب توی کوهستان زندگی بالا می‌رن

ولی یه چیز دیگه هم هست که خیلی خطرناک‌تر از خودِ بی‌عدالتیه، یه چیزی که مثل یه مِهِ غلیظ می‌پوشونه چشم همه‌ی ما رو تا نتونیم واقعیت رو ببینیم، می‌دونی چیه؟

توهمِ عدالت ...

دورانِ عجیبی زندگی می‌کنیم که گاهی فکر می‌کنیم چون یه قانونی هست، پس عدالت برقرار شده، یا چون یه دادگاهی برگزار شده و یه حکم صادر شده، پس حتماً حقِ آدم‌ها ادا شده، اما حقیقت اینجاست که گاهی این قوانین و این تشریفات‌ها فقط یه ماسکِ قشنگ هستن که گذاشتن روی صورتِ همون بی‌عدالتی‌ها تا ما خیال کنیم همه‌چیز روبراهه

ما آدم‌ها ذاتاً از درد و بی‌نظمی فراری هستیم، دوست داریم باور کنیم که دنیا یه نظم خاصی داره و هر چیزی که پیش می‌آد یه دلیلی داره، واسه همین هم وقتی می‌بینیم یه سیستمِ قانونی یا یه ساختارِ اجتماعی داریم، یه جورِ خودپسندانه به خودمون می‌گیم ؛ خیالت راحت، عدالت برقرار می‌شه، سیستم کار می‌کنه و همین دقیقاً همون جاییه که به دام می‌افتیم

این توهمِ عدالت مثل یه آرام‌بخش عمل می‌کنه، به ما حسِ امنیتِ کاذب می‌ده که ... آره، دنیا هنوز جای امیدواری داره، چون قانون داریم

اما وقتی این توهم رو قبول می‌کنیم، دیگه دیگه تلاشی برای تغییر نمی‌کنیم، دیگه نمی‌پرسیم چرا این قانون اصلاً این‌طوری نوشته شده، یا چرا نتیجه‌ی این قانون به نفعِ اون یکی نیست

در واقع توهمِ عدالت، بهترین دوستِ بی‌عدالتیه، چون وقتی فکر کنیم عدالت رو داریم، دیگه نیازی به جنگیدن برای رسیدن به اون نداریم، فقط به تماشایِ نمایشِ عدالت مشغول می‌شیم

اگه واقعاً می‌خوایم از این دورِ باطل بیایم بیرون، نباید فقط به ظاهرِ چیزها نگاه کنیم، نباید گولِ اون ترازویِ طلایی و قشنگ رو بخوریم که اگه یه طرفش یه کوه پول باشه و اون طرفش یه پرِ سبک، باز هم با کمالِ ادب می‌گه «ترازوی من صاف و برابر است

باید یاد بگیریم که عدالت رو نه تویِ کاغذها و قوانین خشک، بلکه تویِ زندگیِ واقعی آدم‌ها، تویِ سفره‌ها، تویِ فرصت‌ها و تویِ صدایِ کسایی که دیگه توان فریاد زدن ندارن پیدا کنیم

دنیا همیشه بی‌عدالتی داره و شاید هیچ‌وقت هم نتونیم اون رو کاملاً حذف کنیم، اما حداقل نباید گولِ اون نمایش‌هایِ زیبا رو بخوریم که بهمون می‌گن همه‌چیز عادلانه پیش می‌ره، چون اگه فقط به توهمِ عدالت قانع بشیم، در واقع داریم با خوشحالی به دیکته شدن بی‌عدالتی‌ها کمک می‌کنیم.

دوشنبه هشتم تیر ۱۴۰۵ ،ساعت 19:47