سلام خدای مهربون من
خدا میدونی الان حالم چطوریه؟ میدونم چشم از همه بندههات برنمیداری
این همه مهربونی و این همه توجه فقط مخصوص توست
خداوندا واقعا ممنونم که صدامو شنیدی
میدونم حتما یه حکمتی توش بوده که اینطوری شد
ولی من فقط یه آدمم که از گوشت و پوست و استخونه و با هر فشار زندگی بالا پایین میشم و ممکنه وا برم
میخوام از ته دل بگم که بابت تمام نعمتهات شاکرم
اما خدا...
راستش این روزا دلم خیلی گرفته
یه جوری ام که دقیق نمیدونم چشمه.. خوشحال باشم با غمگین ... یه دردی ازم دوا شد اما به به نوع دیگه حالم گرفته ست
نمیفهمم چرا زندگی من اینقدر پیچیده و سخت شده
من که هیچوقت چشم به مال بقیه نداشتم
هیچوقت واسه رسیدن به چیزی کسی رو زیر پا نذاشتم
همیشه سعی کردم با اخلاق و درست رفتار کنم
پس چرا انگار واسه هر اشتباه کوچیکی باید تاوانهای سنگین بدم؟
کجای کارو اشتباه کردم که اینقدر بد برام رقم میخوره؟
خدای خوب من فقط از خودت میخوام که گره از مشکلات همه باز کنی
همیشه تلاشمو میکنم، پیگیریهامو میکنم خستگی نمیشناسم
اما میدونم اگه خواست تو نباشه هیچی درست نمیشه
خدا من هیچوقت بدیِ کسی رو نخواستم
حتی وقتی که ازشون دلگیر بودم و با زبونم بد خواستم اما تو دلم بخشیدمشون
پس گناه من چیه که انگار بخشیده نمیشم؟
چرا این همه سختی و بدبیاری باید سرراه من قرار بگیره ؟
این طلسم بدبیاریها رو واسم بشکن
یه روی خوش از زندگی نشون بده
از این فضای سمی و این آدمهای نامرد که دورم هستن منو دور کن
من نمیتونم مثل اینا باشم
نه میتونم و نه میخوام
اوج بیشرفی رو اینجا دیدم
در ظاهر متدین
باطن اوج فساد و نفاق و تخم حرومی
بی ذات بی ریشه منفعت طلب ، عقده ای به تمام معنا
هرچی بگم ازاینا کم گفتم
خدایا تا کجا میخوای صبر منو امتحان کنی؟؟
خدایا نزار توی امتحان مردود بشم
من انسانم و جائز الخطا
لطفا منو امتحان نکن که قدرت تحمل امتحان تورو ندارم.