خیلی وقتها فکر میکنن سکوت یعنی هیچی نیست یعنی یه جای خالیه اما من معتقدم دقیقاً برعکس اینطوری نیست
سکوت پر از حرفهای نگفتهست سکوت همون فضاییه که توش تمام اون فریادهایی که توی شلوغی روزمره خفه شدن با تمام وجودشون حضور دارن من معتقدم سکوت زبان عمیقترِ روحه زبانی که کلمات با تمام قدرتشون از درک کردنش عاجزن ما عادت کردیم فقط به چیزی که شنیده میشه اعتبار بدیم اما حقیقت یه چیز دیگه ست ، گاهی اوقات برای اینکه بفهمی واقعاً چه اتفاقی افتاده یا یه نفر واقعاً چه حسی داره نباید گوشت رو تیز کنی بلکه باید سکوت رو بخونی کلمات مثل پوستهی معنا هستن اما سکوت خودِ معناست
توی سکوتِ بین دوتا دوست، توی سکوتِ یه نگاه طولانی یا حتی توی اون سکوتهای سنگین بعد از یه بحث کلماتی نهفتهست که اگه بیان میشدن شاید اون قدرت و اون وزنی که دارن رو از دست میدادن گاهی واقعاً لازمه که کلمات بیاننشده رو از لای سکوتها بخونیم سکوت نه تنها معنا رو از بین نمیبره بلکه بهش اعتبار و ارزش میده بیاییم یه کم از این هیاهوی بیهوده کم کنیم یاد بگیریم از سکوت نترسیم و بهش احترام بذاریم چون توی دل همین سکوتهای آروم بزرگترین فریادهای آدمیزاد دارن جریان پیدا میکنن
آخرین باری که سعی کردی سکوتِ کسی رو بخونی چه حسی داشتی میتونستی اون حرفهایی که زده نشد رو توی سکوتش بشنوی؟