گاهی وقتا که به آدمای دور و برم نگاه میکنم یه تصویر خیلی ساده میاد توی ذهنم آدما یا شبیه علف هرزن یا شبیه درخت
قصه علف هرزها کوتاهه انگار اومدن که فقط باشن بدون اینکه اثر عمیقی بذارن، زیر دست و پا له میشن و کسی هم نگاهشون نمیکنه چون ریشهای ندارن که نگهشون داره چون فایدهای ندارن که کسی رو جذب کنن با یه لگد یا یه باد ساده از ریشه کنده میشن و فراموش میشن
اما درختها فرق دارن درخت یعنی ریشه داشتن یعنی اونقدر توی خاکِ خودت توی اعتقاداتت و توی کار و زندگیت عمیق بشی که دیگه هیچ طوفانی نتونه تکونت بده درخت که باشی میشی پناه دیگران میشی سایهای که خستگیها رو میگیره میشی میوهای که کام دیگران رو شیرین میکنه درخت بودن یعنی موندگار بودن یعنی استوار موندن یعنی بودنِ تو برای بقیه هم فایده داشته باشه
توی کارمون توی زندگی شخصیمون حتی توی روابطمون بیایم سعی کنیم اون درخته باشیم نه اونقدر ضعیف که با هر ناملایمتی بشکنیم نه اونقدر بیاثر که بود و نبودمون فرقی نکنه
استوار بودن ریشه داشتن و مثمر ثمر بودن انتخابِ ماست بیایم درختِ زندگیِ خودمون و دیگران باشیم.