ديگه هيچي تو دلم نميمونه انگار قلبم بی حس شده از الان به بعد ميخوام فقط رد بشم از همه چي نه ذوقي نه شوقي نه ناراحتي انگار يه جاده صاف و بي انتهاست كه ديگه هيچ دست اندازي نداره و فقط ميخوام تو سكوت خودم بمونم بدون اينكه بخوام چيزي رو تغيير بدم يا حتي بخوام كسي دركم كنه همينجوري آروم و بي حس ميگذرم تا ببينم تهش كجا ميرسه.
جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ 1:27